این مطلب برای زمانی است که Router و Switch فقط یک اسم روی فاکتور یا یک گزینه داخل دیتاسنتر نیست؛ قرار است در یک شبکه واقعی کار کند، تغییر بگیرد، لاگ بدهد، و وقتی مشکلی پیش آمد مسیر عیب‌یابی آن روشن باشد. موضوع اصلی این نوشته طراحی summarization و route filtering در OSPF برای شبکه‌های چندناحیه‌ای است؛ یعنی همان بخشی که اگر از اول درست طراحی نشود، بعداً خودش را به شکل قطعی، خطای مبهم، یا تغییرات پرریسک نشان می‌دهد.

در کار عملی منطق مهم‌تر از حفظ کردن چند دستور است. باید بدانیم در شبکه campus یا دیتاسنتر با چند area، لینک‌های WAN و routeهای زیاد چه چیزی ورودی تصمیم است، چه چیزی خروجی تصمیم است، و کدام نشانه‌ها می‌گویند مشکل از policy، route، certificate، session، health check یا وابستگی بیرونی آمده است. برای همین این متن را مثل یک چک‌لیست اجرایی نوشته‌ام، نه توضیح تبلیغاتی محصول.

برای دیدن مطالب مرتبط‌تر، صفحه Router و Switch هم می‌تواند مسیر خوبی برای ادامه مطالعه باشد.

سناریوی واقعی مسئله

سناریوی معمول این است که تیم شبکه یک تغییر ظاهراً ساده می‌دهد: یک policy اضافه می‌شود، یک interface جابه‌جا می‌شود، یک سرویس پشت load balancer قرار می‌گیرد، یا یک مسیر مانیتورینگ/احراز هویت فعال می‌شود. در همان لحظه شاید همه چیز سالم به نظر برسد، اما چند ساعت بعد کاربر می‌گوید بخشی از سرویس کند شده یا بعضی connectionها fail می‌شوند. اینجا اگر فقط به آخرین تغییر نگاه کنیم، احتمالاً علت اصلی را از دست می‌دهیم.

در طراحی summarization و route filtering در OSPF برای شبکه‌های چندناحیه‌ای باید مسیر داده را مرحله به مرحله دید. اول باید معلوم شود packet یا request از کجا وارد می‌شود، با چه identity یا contextی شناخته می‌شود، کدام rule روی آن match می‌شود، بعد از تصمیم امنیتی به کجا می‌رود، و در نهایت سمت مقصد چه پاسخی می‌دهد. این نگاه ساده است، اما جلوی بیشتر عیب‌یابی‌های پراکنده و حدسی را می‌گیرد.

نشانه مهم در این سناریو معمولاً رشد بی‌دلیل جدول routing، مسیرهای ناخواسته بین نواحی یا دشوار شدن عیب‌یابی failover است. این نشانه به‌تنهایی حکم قطعی نمی‌دهد، ولی جهت بررسی را مشخص می‌کند. اگر نشانه را درست بخوانیم، لازم نیست ده‌ها گزینه را همزمان تغییر بدهیم. تغییر همزمان چند چیز، بدترین دشمن عیب‌یابی در شبکه production است.

قبل از تغییر چه چیزهایی باید ثبت شود؟

قبل از هر اصلاح، snapshot عملیاتی لازم است. منظور فقط backup گرفتن از config نیست. باید بدانیم وضعیت sessionها، hit countها، logها، route table، objectها، certificateها و وضعیت health check در همان لحظه چه بوده است. اگر بعداً تغییر جواب نداد، بدون این snapshot نمی‌شود دقیق برگشت یا فهمید مشکل از کجا شروع شده.

  • مرزهای area و ABRها
  • لیست subnetهای قابل خلاصه‌سازی
  • routeهای حساس که نباید پنهان شوند
  • رفتار failover وقتی یک subnet زیر summary قطع می‌شود

این موارد شاید بدیهی به نظر برسند، اما در عمل خیلی از downtimeها از همین جا شروع می‌شود: تغییر انجام شده، اما وضعیت قبل از تغییر ثبت نشده است. وقتی وضعیت قبلی نداریم، rollback هم فقط یک حدس خوش‌بینانه است.

روش عیب‌یابی مرحله‌ای

برای Router و Switch بهتر است عیب‌یابی را از ساده‌ترین لایه شروع کنیم. اول دسترسی پایه و مسیر را ببینیم، بعد سراغ policy و inspection برویم، بعد وابستگی‌های پیشرفته‌تر مثل profile، identity، certificate یا automation را بررسی کنیم. اگر از همان ابتدا سراغ گزینه‌های پیچیده برویم، احتمالاً یک مشکل ساده routing یا object اشتباه را نمی‌بینیم.

من در این نوع کار معمولاً سه سؤال ثابت می‌پرسم: آیا ترافیک به نقطه تصمیم می‌رسد؟ آیا rule درست match می‌شود؟ آیا بعد از تصمیم، مسیر برگشت و state درست است؟ همین سه سؤال برای بیشتر تجهیزات امنیتی و شبکه‌ای جواب می‌دهد، حتی اگر اسم featureها فرق کند.

show ip route ospf
show ip ospf database summary
show ip protocols
traceroute <destination>

دستورها و خروجی‌ها باید در همان change record نگهداری شوند. اگر بعداً یک نفر دیگر بخواهد ادامه کار را بگیرد، نباید مجبور شود از صفر بفهمد چه چیزهایی بررسی شده است.

خطاهای رایج

  • summarize کردن بدون شناخت subnetهای خالی
  • filter کردن route برگشت
  • ندیدن اثر روی troubleshooting
  • یکی گرفتن کاهش route با بهبود طراحی

نقطه مشترک این خطاها عجله است. وقتی یک سرویس قطع است، فشار برای حل سریع طبیعی است، اما حل سریع با تغییر بی‌حساب فرق دارد. تغییر کوچک، قابل اندازه‌گیری و قابل برگشت معمولاً از تغییر بزرگ و مبهم بهتر جواب می‌دهد.

طراحی درست برای محیط production

در محیط production، اینکه کجا summarize شود، کجا filter شود و کدام routeها باید دقیق باقی بمانند باید از قبل مشخص باشد. یعنی تیم بداند اگر تست اول fail شد چه کاری می‌کند، اگر فقط بخشی از کاربران مشکل داشتند چه چیزی را جدا می‌کند، و اگر rollback لازم شد دقیقاً کدام object یا policy برمی‌گردد. طراحی خوب فقط دیاگرام نیست؛ طراحی خوب یعنی تصمیم‌های روز حادثه از قبل آماده باشند.

برای طراحی summarization و route filtering در OSPF برای شبکه‌های چندناحیه‌ای بهتر است naming هم جدی گرفته شود. اسم object، rule، profile و monitor باید طوری باشد که شش ماه بعد هم قابل فهم باشد. اسم‌های کوتاه و مبهم شاید زمان ایجاد سریع‌تر باشند، اما هزینه عیب‌یابی را بالا می‌برند. وقتی policy زیاد می‌شود، naming ضعیف خودش به یک ریسک امنیتی تبدیل می‌شود.

موضوع دیگر logging است. لاگ زیاد بدون معنا کمک نمی‌کند؛ لاگ کم هم تیم را کور می‌کند. باید مشخص باشد برای چه decisionهایی log لازم داریم، کدام logها فقط noise تولید می‌کنند، و کدام رویدادها باید به مانیتورینگ یا SIEM بروند. در Router و Switch این تنظیم اگر درست انجام شود، هم troubleshooting را سریع‌تر می‌کند و هم ردپای تغییرات را نگه می‌دارد.

چک‌لیست اجرا

  1. نقشه prefixها را قبل از تغییر کامل کن
  2. summary را اول در lab یا window محدود تست کن
  3. routeهای حساس را exclude کن
  4. بعد از تغییر traceroute و routing table بگیر
  5. سناریوی قطع یک subnet زیر summary را بررسی کن

این چک‌لیست جای تجربه را نمی‌گیرد، ولی جلوی بی‌نظمی را می‌گیرد. تجربه زمانی ارزش دارد که به روش تبدیل شود؛ وگرنه هر بار باید همان اشتباه‌ها را دوباره کشف کنیم.

تحویل کار به تیم بعدی

در routing، کم شدن تعداد routeها همیشه به معنی بهتر شدن نیست. تحویل باید نشان دهد چه چیزی خلاصه شده و در زمان قطعی یک subnet، تیم چطور مسیر دقیق را پیدا می‌کند.

در نهایت، معیار موفقیت فقط این نیست که سرویس الان بالا آمده باشد. معیار بهتر این است که اگر همین مشکل دوباره رخ داد، تیم بتواند با داده، لاگ و مسیر تصمیم روشن جلو برود. این همان تفاوت بین خاموش کردن آتش و ساختن یک عملیات قابل اتکا است.

اگر این موضوع در شبکه شما درگیر چند محصول یا چند تیم است، بهتر است قبل از تغییر نهایی یک جدول مسئولیت هم داشته باشید: مالک policy، مالک route، مالک application، مالک certificate، و کسی که decision نهایی rollback را می‌گیرد. نبودن همین مالکیت‌ها معمولاً زمان حل مشکل را چند برابر می‌کند.

علیرضا عربیان

مشاور و مدرس امنیت شبکه، متخصص FortiGate، FortiWeb و F5 BIG-IP در زیرساخت‌های سازمانی.

مشاهده همه مقالات ←

دیدگاه بگذارید