Persistence در F5 زمانی حساس می‌شود که کاربر بین nodeها جابه‌جا شود و session برنامه از دست برود، در حالی که از نگاه load balancer همه pool memberها سالم هستند. این مشکل معمولا با انتخاب اشتباه persistence profile، timeout نامناسب یا تضاد بین رفتار برنامه و الگوریتم load balancing ایجاد می‌شود.

برای حل پایدار باید رفتار session برنامه، cookie، source IP، SSL offload و سلامت backend با هم بررسی شوند. این موضوع کنار F5 BIG-IP و Load Balancer و مانیتورینگ و پشتیبانی امنیت شبکه قرار می‌گیرد، چون پایداری تجربه کاربر بدون داده عملیاتی قابل حدس زدن نیست.

سناریوی واقعی مسئله

سناریوی معمول این است که تیم شبکه یک تغییر ظاهراً ساده می‌دهد: یک policy اضافه می‌شود، یک interface جابه‌جا می‌شود، یک سرویس پشت load balancer قرار می‌گیرد، یا یک مسیر مانیتورینگ/احراز هویت فعال می‌شود. در همان لحظه شاید همه چیز سالم به نظر برسد، اما چند ساعت بعد کاربر می‌گوید بخشی از سرویس کند شده یا بعضی connectionها fail می‌شوند. اینجا اگر فقط به آخرین تغییر نگاه کنیم، احتمالاً علت اصلی را از دست می‌دهیم.

در عیب‌یابی persistence وقتی session کاربر بین nodeها جابه‌جا می‌شود باید مسیر داده را مرحله به مرحله دید. اول باید معلوم شود packet یا request از کجا وارد می‌شود، با چه identity یا contextی شناخته می‌شود، کدام rule روی آن match می‌شود، بعد از تصمیم امنیتی به کجا می‌رود، و در نهایت سمت مقصد چه پاسخی می‌دهد. این نگاه ساده است، اما جلوی بیشتر عیب‌یابی‌های پراکنده و حدسی را می‌گیرد.

نشانه مهم در این سناریو معمولاً logout ناگهانی، سبد خرید خالی، خطای CSRF یا تفاوت رفتار کاربر با refresh صفحه است. این نشانه به‌تنهایی حکم قطعی نمی‌دهد، ولی جهت بررسی را مشخص می‌کند. اگر نشانه را درست بخوانیم، لازم نیست ده‌ها گزینه را همزمان تغییر بدهیم. تغییر همزمان چند چیز، بدترین دشمن عیب‌یابی در شبکه production است.

قبل از تغییر چه چیزهایی باید ثبت شود؟

قبل از هر اصلاح، snapshot عملیاتی لازم است. منظور فقط backup گرفتن از config نیست. باید بدانیم وضعیت sessionها، hit countها، logها، route table، objectها، certificateها و وضعیت health check در همان لحظه چه بوده است. اگر بعداً تغییر جواب نداد، بدون این snapshot نمی‌شود دقیق برگشت یا فهمید مشکل از کجا شروع شده.

  • نوع session در application و نیاز واقعی به stickiness
  • وضعیت cookie و مسیر domain/path
  • health monitor nodeها
  • تفاوت HTTP/HTTPS profile و SSL offload

این موارد شاید بدیهی به نظر برسند، اما در عمل خیلی از downtimeها از همین جا شروع می‌شود: تغییر انجام شده، اما وضعیت قبل از تغییر ثبت نشده است. وقتی وضعیت قبلی نداریم، rollback هم فقط یک حدس خوش‌بینانه است.

روش عیب‌یابی مرحله‌ای

برای F5 BIG-IP بهتر است عیب‌یابی را از ساده‌ترین لایه شروع کنیم. اول دسترسی پایه و مسیر را ببینیم، بعد سراغ policy و inspection برویم، بعد وابستگی‌های پیشرفته‌تر مثل profile، identity، certificate یا automation را بررسی کنیم. اگر از همان ابتدا سراغ گزینه‌های پیچیده برویم، احتمالاً یک مشکل ساده routing یا object اشتباه را نمی‌بینیم.

من در این نوع کار معمولاً سه سؤال ثابت می‌پرسم: آیا ترافیک به نقطه تصمیم می‌رسد؟ آیا rule درست match می‌شود؟ آیا بعد از تصمیم، مسیر برگشت و state درست است؟ همین سه سؤال برای بیشتر تجهیزات امنیتی و شبکه‌ای جواب می‌دهد، حتی اگر اسم featureها فرق کند.

tmsh show ltm persistence persist-records
tmsh show ltm pool <pool-name> members
tcpdump -ni 0.0:nnn host <client-ip> and port 443

دستورها و خروجی‌ها باید در همان change record نگهداری شوند. اگر بعداً یک نفر دیگر بخواهد ادامه کار را بگیرد، نباید مجبور شود از صفر بفهمد چه چیزهایی بررسی شده است.

خطاهای رایج

  • source IP persistence پشت NAT بزرگ
  • cookie persistence بدون هماهنگی با domain
  • غیرفعال کردن monitor برای نگه داشتن node
  • فراموش کردن OneConnect یا HTTP profile اثرگذار

نقطه مشترک این خطاها عجله است. وقتی یک سرویس قطع است، فشار برای حل سریع طبیعی است، اما حل سریع با تغییر بی‌حساب فرق دارد. تغییر کوچک، قابل اندازه‌گیری و قابل برگشت معمولاً از تغییر بزرگ و مبهم بهتر جواب می‌دهد.

طراحی درست برای محیط production

در محیط production، اینکه persistence بر اساس cookie، source address، universal profile یا header اختصاصی باشد باید از قبل مشخص باشد. یعنی تیم بداند اگر تست اول fail شد چه کاری می‌کند، اگر فقط بخشی از کاربران مشکل داشتند چه چیزی را جدا می‌کند، و اگر rollback لازم شد دقیقاً کدام object یا policy برمی‌گردد. طراحی خوب فقط دیاگرام نیست؛ طراحی خوب یعنی تصمیم‌های روز حادثه از قبل آماده باشند.

برای عیب‌یابی persistence وقتی session کاربر بین nodeها جابه‌جا می‌شود بهتر است naming هم جدی گرفته شود. اسم object، rule، profile و monitor باید طوری باشد که شش ماه بعد هم قابل فهم باشد. اسم‌های کوتاه و مبهم شاید زمان ایجاد سریع‌تر باشند، اما هزینه عیب‌یابی را بالا می‌برند. وقتی policy زیاد می‌شود، naming ضعیف خودش به یک ریسک امنیتی تبدیل می‌شود.

موضوع دیگر logging است. لاگ زیاد بدون معنا کمک نمی‌کند؛ لاگ کم هم تیم را کور می‌کند. باید مشخص باشد برای چه decisionهایی log لازم داریم، کدام logها فقط noise تولید می‌کنند، و کدام رویدادها باید به مانیتورینگ یا SIEM بروند. در F5 BIG-IP این تنظیم اگر درست انجام شود، هم troubleshooting را سریع‌تر می‌کند و هم ردپای تغییرات را نگه می‌دارد.

چک‌لیست اجرا

  1. اول نیاز واقعی به persistence را از application بپرس
  2. در لاگ ببین کاربر روی کدام pool member می‌رود
  3. cookie را در مرورگر و packet capture بررسی کن
  4. برای NATهای بزرگ روش source IP را با احتیاط استفاده کن
  5. بعد از تغییر، توزیع load را هم بسنج

این چک‌لیست جای تجربه را نمی‌گیرد، ولی جلوی بی‌نظمی را می‌گیرد. تجربه زمانی ارزش دارد که به روش تبدیل شود؛ وگرنه هر بار باید همان اشتباه‌ها را دوباره کشف کنیم.

تحویل کار به تیم بعدی

Persistence نباید درمان دائمی معماری ضعیف application باشد. در تحویل کار باید بنویسیم چرا این profile انتخاب شده و چه زمانی باید با stateless شدن سرویس حذف یا محدود شود.

در نهایت، معیار موفقیت فقط این نیست که سرویس الان بالا آمده باشد. معیار بهتر این است که اگر همین مشکل دوباره رخ داد، تیم بتواند با داده، لاگ و مسیر تصمیم روشن جلو برود. این همان تفاوت بین خاموش کردن آتش و ساختن یک عملیات قابل اتکا است.

اگر این موضوع در شبکه شما درگیر چند محصول یا چند تیم است، بهتر است قبل از تغییر نهایی یک جدول مسئولیت هم داشته باشید: مالک policy، مالک route، مالک application، مالک certificate، و کسی که decision نهایی rollback را می‌گیرد. نبودن همین مالکیت‌ها معمولاً زمان حل مشکل را چند برابر می‌کند.

علیرضا عربیان

مشاور و مدرس امنیت شبکه، متخصص FortiGate، FortiWeb و F5 BIG-IP در زیرساخت‌های سازمانی.

مشاهده همه مقالات ←

دیدگاه بگذارید